غرايز: اسبها داراي
رفتارهاي غريزي قوي اي هستند . اين غرايز ارثي اند ، كه
بصورت بازتاب هاي احساسي به شرائط و عوامل تاثيرگذار تجلي
مي كنند . اين بازتاب ها را مي توان در اندام يا بيني آنها
مشاهده كرد.
ترس: در فضاي باز اسب
ترسيده رم ميكند. او به سرعت به دور خود مي چرخد و بعد
فرار مي كند . گاهي ديده مي شود كه پديده اي باعث فرار او
شده او رميده و سپس بازگشته و به آن خيره شده است. اگر
پديده آنچنان تهديد كننده نباشد . او با سر به پائين كشيده
شده و فرنه كنان در حاليكه همچنان خود را آماده فرار كردن
نگه مي دارد ، به موضوع نزديك مي شود .
در حال سواري ممكن است صدائي و يا حركتي ناگهاني اسب را به
جهيدن به طرف مخالف آن وادارد كه اگر خطر ادامه داشته باشد
ممكن است به سرعت چرخيده و رم كند.
در اصطبل اسب تا حد ممكن خود را از موضوع مورد ترس دور نگه
مي كند و به گوشه اي از آن پناه مي برد. سر را بالا ميگيرد
، مورد ترسناك را با چشماني از حدقه درآمده و خيره مي نگرد
، پره هاي بيني باز شده و فرنه مي كند ، گوشهايش سيخ و
جنبنده اند تا هر صدائي را با سرعت بشنوند. بدن خود را در
امتداد موضوع ترسناك نگه داشته و تا مي تواند آن را بالا
كشيده و عضلات خود را منقبض مي كند .
عصبيت : سر را بالا
گرفته چشمان را از حدقه بيرون زده و هوشيارند. پره هاي
بيني باز شده و فرنه مي كشد يا صدائي خرخر گونه از بيني
خارج مي كند. گوشهاي سيخ ، جنبان و حساسند. اندام كشيده
شده و منقيض آماده فرار. اسب ممكن است بلرزد ، رعشه بگيرد
و يا عرق كند. ضربان قلبش تندتر مي شود و به تناوب پهن مي
اندازد.
خشم: اسب عصباني سرش
را كمي پائين مي گيرد . گوش ها را به عقب مي خواباند. گردن
را به جلو مي كشد. چشمان تنگ مي شوند ، لب ها را براي نشان
دادن دندان ها از هم باز مي كند. حالت پرخاش جويانه به خود
مي گيرد و عقب خود را به طرفين مي چرخاند. ممكن است سعي
كند لگد زده و يا گاز بگيرد.
درد: ضربات دردناك
اسب را مي رماند . اگر گير بيافتد ، گردنش افراشته چشمان
تنگ و ممكن است سردست زده لگد بزند و يا گاز بگيرد .
مهمترين بازتاب ضربه هاي دردناك ماندگاري و خاطره
ناخوشايند آنست كه ممكن است نه فقط رم كند بلكه با الاكلنگ
و يا سردست زدن سوار را به زمين بزند. الاكلنگ واكنشي است
در قبال خطري از پشت ، كه ممكن است ناشي از پريدن گرگي
درند بر پشت اسبي بوده باشد. الاكلنگ را مي توان نشاني از
شادي يا هيجان هم دانست .
خوشنودي: اسب در اين
حالت در آرامش كامل و راحت ، عضلاتش شل ، پوستش شفاف است .
گوشهايش به آرامي در جستجوي صدا مي جنبند.
ناخشنودي : اسب در
اين حالت در خود فرو رفته ، خمود ، بي روحيه ، بي حال است
و يا برخوردي خصمانه دارد. سرش پائين ، چشمان بي حال و
نگاه خسته ، گوشها افتاده و پوستش كدر است . ادامه اين
حالت اسب را به ناهنجاري هاي درون اصطبل و يا پرخاش جوئي
مبتلا مي كند.
توجه جلب شده: گردن
كماني ، پره هاي دماغ گشاد ، گوشها جنبان ، بدون انقباض ،
چشمان براق ، پوزه به جلو كشيده شده و كنجكاو .
هيجان زده :
سر بالا
گرفته مي شود ، تنفس تند ، پره هاي بيني باز و فرنه كنان ،
گوشها سيخ و چشمان براقند. اسب ورجه ورجه كرده و احتمالا
الاكلنگ مي كند ، بدن هوشيار ، دم سيخ و ممكن است عرق كند
.
شرارت: گوشها به عقب
ولي نه كاملا خوابيده ، چشمان تنگ با نگاههاي معني دار ،
پره هاي دماغ بسته ، اسب ممكن است لگد گاوي و يا از عقب
بزند .
بازيگوشي: ممكن است
با دست زمين را بكند . به سرعت حركت كرده ، دويده شلنگاهيش
كوتاه باشد و الاكلنگ كند كره ها بيشتر بازي مي كنند ولي
اسبهاي مسن هم گاهي از بازيگوشي غافل نيستند.
هوشياري: گوشها سيخ و
جنبان ، چشم ها شفاف و هشيار ، بدن بدون انقباض ولي آماده
است .
نبرد بر سر قلمرو:
ممكن است ، با گردن كشيده شده ، به پائين باشد و يا با
گردن كماني به بالا نگه داشته شود. دندان ها ممكن است
نمايان و لب ها تهديد كننده باشند ، گوشها كاملا به عقب
خوابيده ، چشمها تنگ و تهديد كننده . بدن كشيده و تهديد
كننده ، گاهي با دست زمين را مي كنند . يا عقب خود را به
طرفين مي چرخانند و آماده لگد زدن هستند .
اصوات: صداي اسب مي
تواند مبين احساسات دروني او و يا عملي باشد كه در شرف
انجام آن است .
شيهه: براي دعوت اسب
هاي ديگر و يا وسيله ايست براي جلب توجه ، اغلب اين صدا به
هنگام جدا شدن كره از مادر شنيده مي شود .
شيهه ملايم : اين نوع
صدا به هنگام هيجان و يا ايجاد تنشي شنيده مي شود
هرهر:
دعوت از اسبي
در نزديك . اظهار آشنائي با شخص نزديك شونده و اظهار
خوشحالي . به خصوص به هنگام دادن خوراك لذيذ.
صداي خارج شده از دماغ:
نشان دهنده هيجان ، خوشحالي است . ممكن است به عنوان اولين
علائم ترس هم شنيده شود و يا اسب خواسته باشد دماغ خود را
تميز كند .
شيهه جيغ مانند: نشان
دهنده خشم ، پرخاش جوئي ، ترس و درد است .
فرنه: به هنگام تعيين
قلمرو و بو كردن پهن به گوش مي رسد.
Below:
نسق گيري ،
معمولا به هنگام درگيري سيلمي ها شنيده مي شود.
جيغ:
صداي ماديان به
هنگام فحلي و كره ها به هنگام بازي است و ممكن است مادياني
به هنگام تنبيه كره اش هم اين صدا را خارج كند .
آه: صدائي كه مي
تواند نشان دهنده رضايت كامل و يا خستگي باشد .
سواركاران ، پرستاران و اسبداران پس از مدتي كه با اسب سر
و كار داشته باشند با اين صداها به خوبي آشنا شده و آن را
به عنوان زبان و بيان اسب تلقي مي كنند . به عنوان مثال
مراقبي با شنيدن صداي جيغ از داخل پادوك اطمينان پيدا مي
كند كه درگيري اتفاق افتاده است .